تبليغاتX
انترناسیونال

انترناسیونال

سیاسی اجتمایی زن وبرابری

هرگز٬ هرگز٬

باور نمی کردند٬

 باور نمی کردندانها که یک روز قربانیان این معرکه باشند

  باور نمی کردندکه یک روز بازی سرنوشت به زندگی انها چنین پایان دهد

 باور نمی کردند٬

باور نمی کردند که روزی اینچنین قربانی جهل و خرافه کوته نظران باشند

 شاید ٬

  شاید خیال می کردنددر رویای وحشتناکیند

که فکر باطل می کنند خواب کاذب می بینند 

 شاید٬

  شاید باور نمی کردندکه دستهای بی رحم کهنه پرستان

اینچنین زخم به جسم و تن نازک انان بزنند  

  شاید٬

 شاید در تصور خود به رویای وحشتناکی می اندیشیدند  

 که باید از خواب پریده وخود را رها می کردنند 

 افسوس ٬ 

 افسوس رویا نبود٬ خیال نبود 

 واقعیتی تلخ و گزنده بود

افسوس ٬

 افسوس نه دادگری بود نه بیداد گری 

 نه راه رهایی بود نه راه فرجامی

 بسیارند ٬

 بسیارند زنان و دخترانی که قربانیان این جاهلانند

کتک می خورند ٬کشته می شوند٬  زخم زبانها می شنوند

بسیارند ٬

 بسیارنداز انها که با دنیایی اخ و افسوس جهان را وداع می گویند

 با چشمانی اشک بار و خون الود به کام مرگ می روند

 کجایند٬

کجایند٬  انهایی که نمی بینند دریای خونی که از چشمان اینان غوطه ورند

انهایی که اشک می ریزند٬اه می کشند ناله می کنندو کسی نمی شنود

  کجایند

٬کجایند ان افکارهای روشن ان دلهای نو رانی

ان چشمانه باز و ان دلهایی که از سنگ است

تا ببینند٬

تا ببینند روزگارهای تلخ و نا فرجام این قربانیان را

که اسیر و در بند دنیای پوچ و توخالی کهنه پرستانند

کجاست٬

کجاست عقلهای خاموش مانده دلهای گم گشته در تاریکی و وحشت

قلبهایی  تیره و تا شده ای که حامی جهل پرستانند

کی ٬

کی بیدار می شوند عقلهای گم گشته ای که گمگشته نابا ورانند

فکرهایی که خوابیده ٬  دلهای تاریگ گشته و عقلهایی که پوسیده است

چرا٬

چرا در خواب غفلت گم گشته ٬وبیداری برایشان معنا ندارد

  در دلهایشان جز پرده ای  از سیاهی و تاریکی روزنه ای نیست  

کجایند ٬

کجایندادمهای غرق شده در خودخواهی و غرور و نفرت

که خود را گم کرده و گریبان توهم٬ وسرگردان خیالند

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:6  توسط ارزو  | 

زنده باد اول مه روز جهانی کارگر

اول مه برتمام کارگران جهان مبارک باد٬ 

 زنده باد حکومتی که بر پایه حکومت سوسیالیستی است.

حکومت کارگری تنها حکومتی است  که کارگران با رسیدن به ان می توانند به تمامی حق و حقوق خود نایل شوند.

زنده باد   فریاد تمام بی دادگرانی که برای رسیدن به جامعه سوسیالیستی مبارزه می کنند.

 اول مه روز جهانی کارگر همیشه پاینده و زنده است وهمچنان زنده خواهد ماند .کارگران و زحمتکشان جهان تا زمانیکه جامعه های بور‌‌ژوازی سرمایه داری بر سر کار بوده ٬و قدرت و حاکمیت بدست انها باشد نمی توانند به تمامی حق وحقوقهای خود دست یابند چونکه این سرمایه داران و بورژواها هستند که جامعه جهانی را می چر خا نند

انها تنها به یک چیز فکر می کنند هر چه بیشتر٬ به استثمار دراوردن طبقه کارگر و محروم برای بدست اوردن پول و سرمایه زیادتر ٬

 حرص و طمع بیش از اندازه این سرمایه داران به حدی ست که هر چه بیشتر اندوخته می کنند بیشتر در دنیای حرص وطمع خود غرق می شوندو این شرایط در صورتی برای انها فراهم می شود که بیشتر و بهتر بتوانند به استثمار کارگران و طبقات زیر دست خود بپر دانند٬

با توسل به ساعات کار زیاد و کشیدن نیروی کاری فراوان در مقابل دستمزد ناچیز و کم و پایمال کردن حق وحقوق واقعی انها ٬یعنی استفاده از  نیروی جوانی کارگران برای بحاصل امدن سود و منفعت بیشتر

 این سرمایه داران برای به استثمار در اوردن این طبقات ضعیف و محروم متوسل به راههای زیادی می شوند جز ثروت و پول و مو قعیت خود هیچ چیز دیگری را نمی توانند ببینند چون پول و سرمایه چشم انها را کور کرده .

 دیگر باید به پایان رسد دنیای انسانهایی که غرق در ثروت شده اند و برای رسیدن به ان حق وحقوق تمامی کارگران را زیر پای خود لگد مال کرده اند .

باید به پایان رسد دنیای سر مایه داران ٬دنیایی که قربانیان ان طبقات پایین و ضعیف جامعه اند که همیشه زیر بار یوغ ستم و ظلم انانند

انانی که با ظلم کردن و لگد مال کردن حق وحقوق این کارگران ٬همیشه انان را از خو شیهای این دنیا موسایل رفاهی محروم کرده ٬و داغ بدل٬ حتی از ارزوهای کوچک خود ناکام مانده اندوتنها حاصل تمام کار و زحمت روز مره شان ٬صبح تا شب عرق ریختن و کار کردن و با غذایی بخور و نمیر زندگی  کردن 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:57  توسط ارزو  | 

گسترش و رواج عقاید کهنه پرستانه مذهبی و دینی و قومی و نژادی عامل بسیاری از خشونتها در جهان

امروزه بسیاری از خشونتهایی که در جهان صورت می گیرد بخصوص کشورهای جهان سوم از کجا سرچشمه می گیرد؟ و آیا گسترش و رواج عقاید کهنه پرستانه مذهبی و دینی٬ قومی و نزادی ٬ می تواند عامل بسیاری از خشونتها باشد؟ 

هر چه عقایدهای دینی و مذهبی٬ قومی و نزادی بیشتر گسترش می یابد خشونتهای بیرحمانه نیز بخصوص خشونت علیه زنان و دختران بیشتر می شود. از طرفی مردان چنان در دنیای کهنه پرستانه و غرورهای بیجا و ابلهانه ی خود غرق می شوند که انسانیت خود را فراموش کرده و مرتکب به  هر جرمی برای حفظ این غرورهای خودخواهانه و ابلهانه اشان می شود و به طرز وحشیانه ای و در کمال ناباوری زنان و دختران و خواهران خود را به قربانگاهها برده و هر کدام با روشهای غیر انسانی و ضد بشری خود او را به قتل می رسانند که نکند در مقابل دیگران از غرور و تکبر بیجایشان کاسته شده و احساس شرمساری کنند. و یا به زبان ساده نکنه در مقابل همنوعان خود کم بیاورند همه چیز را برای خود خاسته و خواهانند اما نمی توانند و نمی خواهند هیچ حق و حقوقی و یا خواسته ای برای خواهر و مادر و زنان خود قائل شوند چونکه دین و مذهب و ضعیف کشی در مغز آنها خطور کرده و بیرون نمی رود و در همه ی موارد خود را موجودی بالاتر و برتر از زنان دانسته و تمام حق و حقوق انسانی او را زیر پا گذاشته و به چشم موجودی ضعیف و نابرابر ٬ هر کاری یا بلایی که بخواهند می توانند به راحتی سر آنها آورده و این را جز حق و حقوق خود می دانند چونکه خود را طبق قوانین مذهبیشان مالک زنان می دانند   و موارد مشابه دیگر مانند اینها نیز در قومها و اقلیتهای خرافه پرست و غیر مذهبی که پایبند عقاید کهنه پرستانه  قدیمیان هستند دیده می شود در تمام این جوامع کهنه پرست هم٫ اگر زن و یا دختری برخلاف عقیده آنها بخواهد ازدواج کند یا کسی را دوست داشته باشد به طرز وحشیانه و ناباورانه به قتل می رسد و یا باید حتما طبق قوانین آنها ازدواج کند.

 و این تنها یک مورد از این خشونتها است در همین قوانینهای مذهبی و دینی که وجود دارد ریشه ی بسیاری دیگر از خشونتها را در آن می توان یافت مثلا در دین اسلام حکم قصاص ٬ قطع دست و پا ٬ اعدام با چوبه ی دار ٬ سنگسار و خیلی دیگر از خشونتهای بیرحمانه و ضد بشری دیگر بر علیه کسانی که جرم یا خطایی مرتکب می شوند وضع و اجرا شده و می شود که هیچ عقل سلیمی آن را قبول ندارد که این خود گسترش خشونت را در این جوامع رواج و گسترش می دهد جدااز این موارد افراط و تفریط در باورهای دینی باعث به وجود آمدن گروهای تندرو تروریستی شده است

در این گروه ها هیچ گروهی عقاید گروه دیگر را قبول نداشته و برای رسیدن به اهداف خود دست به کشتارهای دسته جمعی ( عملیات انتحاری ٬ بمب گذاری در اماکن عمومی و انفجار ) که بخصوص کودکان و زنان قربانیان آن هستند هر روزه و هر ساله افراد بیگناه زیادی قربانی شده و می شوند و از طرف دیگر در قوانین همین ادیانهای مذهبی هر فردی یا شخصی یا گروهی دم از آزادی و برابرطلبی یا ضد عقاید آنها می زند و یا انتقادی از قوانین آنها داشته باشد به جوخه ی اعدام سپرده شده و یا زندانی و شکنجه می شود.

در این قوانینهای ضد بشری که وجود دارد تمام انسانیت انسان زیر سوال قرار می گیرد امروزه هستند انسانهایی که خود را موجودی جدا از حیوانات می دانند ولی خیلی خشن تر و وحشیانه تر حیوانات وحشی عمل می کنند پس تفاوت انسان با حیوان را در چه می بینند؟ در اینکه ٬ آنها برای به کار بردن اعمال وحشیانه ی خود آگاهانه تر از حیوانات عمل می کنند و با توصل به عقل و تدبیر و اندیشه ی منفی عمل می کنند؟ و آیا این واقعا انسانی بودن انسان را به زیر سوال نمی برد؟ انسانها چه ارزشی برای همدیگر قائل هستند تا موجودیت خود را زیر سوال نبرند.

آرزو . ک

۴۳۵۶۸۹۰.jpg

         

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:25  توسط ارزو  | 

اگر زنان با یقین کامل خود را باور کنند زودتر و بهتر به حق وحقوق خود می رسند

اگر زنان بتوانند به انچه را که جز حقو حقوق انسانی خود میدانند و به ان باور دارند اعتقاد کامل داشته باشند یعنی بتوانند خود را باور داشته و در مقابل باورات خود ایستادگی و مقاومت کنند زودتر می توانند به حق انسانی خود دست یابند. حتی اگر مردان به ما زنان حق و حقوق انسانی خود را بدهند و یا اگر در جامعه ایی زندگی کنیم که از حمایت کامل قانون و برابری با مردان برخوردار باشیم اگر خود را باور نداشته باشیم بازهم مورد ظلم و ستم و نابرابری و تبعیض جنسی قرار میگریم چونکه با بی اعتمادی به خود و نشان دادن ضعف به مردان براحتی این میدان را به آنها میدهیم که ضعیف تر و داری نقض و کم و کاستی نسبت به آنها هستیم و به آنها هم این باور را میدهیم که به چشم جنسی ضعیف تر با ما رفتار شود.

 قانون این دنیا است که همیشه زورگویان و قویتران سعی میکنند ضعیف تر از خود را مورد ظلم و ستم قرار داده و در مقابل حکم فرمایی کنند و یا اگر سعی نکنند ضعیف تران خود به خود مورد ظلم و تجاوز قرار گرفته شده و همیشه زیرپا و لگد له شده و آسیب میبینند.

 زنان باید به خود اعتماد کامل داشته باشند حق و خود را باور داشته، اعتماد به نفس و جرات کامل پیدا کرده٬ ضعف و ناتوانی جسمی و روحی را از خود داور ساخته ٬ تا به چشم موجودی ضعیف تر و ناتوان٬ به دیده حقارت نگریسته نشود.

 با اعتماد کامل به این باور رسیده باشیم که فرقی بین ما و مردان نیست و باید حق و حقوق قانونی و اجتماعی همانند مردان باشیم و بدانیم که در این دنیا هرچه به جنس قویتر میدان بیشتری داده ٬ و ضعف بیشتری نشان دهیم بیشتر مورد آزار و اذیت قرار می گیریم.

 ما زنان اگر بخواهیم در قید و بند اسارت مردان رهایی یابیم باید در تمام عرصه های زندگی چه سیاسی٬ اجتماعی ٬ اقتصادی ٬فرهنگی٬ هنری و... سعی کنیم که همیشه با پیشرفت توام همراه بوده و عقب نشینی نکنیم به مبارزات خود ادامه دهیم و سعی کنیم در همه موارد به پای مردان و هم تراز با آنان حضور دائم و موفق داشته باشیم.

 چون به این طریق خود به خود سیستم زندگی مرد سالاری و تبعیض جنسی به طور اتماتیک تغییر یافته و برابری و هم ترازی جای آن را گرفته و به این طریق هم خود و هم مردان زودتر و بهتر به این برابری میتوانیم اعتماد و اتقاد پیدا کنیم باید از محیط محدود خانه بیرون آمده و به اجتماع راه یافته و حضور خود را در فعالیت اجتماعی کاهش ندهیم و با حضور مثبت و دائم موجودیت خود را ثابت کنیم.

آرزو . ک  

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 22:37  توسط ارزو  | 

به مناسب نزدیک بودن به یک می روز جهانی کارگر

کارگر کار می کند

 زحمت می کشد و رنج می برد

 گرما و سرما را نمی شناسد

 صبح تا شب عرق می ریزد و آه نمی کشد 

به امید انکه امروز هم٬

غذای بخور و نمیر خا نواده اش تا مین شود

کجا گم شده اند وجدانهای خوابیده ای که٬

 یادی از این زحمتکشان نمی کنند

 نه عرق ریختن و نه  لرزیدن انها در در سرما را می بینند

 و نه گرسنگی و بی لباسی فرزندانشان را

شب و روز زحمت می کشند و کار می کنند

ولی هرگز نمی توانند زندگی مانند دیگران داشته باشند

 قلبهایشان همیشه شکسته

 دلهایشان همیشه آزرده است

 نه می توانند آرزوی خانواده هایشان را بر اورده کنند

و نه حق و دستمزد کافی دارند تا دل زن و بچه هایشان را شاد کنند

 نه وقتی برای تفریح و نه پولی  برای خرج کردن و زندگی کردن

صبح تا شب کار می کنند و رنج می برند 

شبها خسته و ناتوان به خانه باز می گردند 

نه دیگر یارای گپ زدن با زن و بچه هایشان را دارند

 و نه می توانند ارزویی کنند ویا یادی از ارزوهایشان داشته باشند

 کار فرمایان بی وجدان که مدام از انها کار می کشند 

چنان در خواب بی غفلتند که نه یادی از این رنجبران می کنند

و نه حتی لحظه ای به زندگی پر فراز  وپر نشیب انها می نگرند

 پول و سرمایه چشمشان را کور کرده و عقلشان را ناتوان ساخته

 به جز خود نمی توانند کسی را ببینند

 و نه می توانند به کسی فکر کنند

نه رحم و وجدانی برایشان مانده

 و نه شرف و انسانیتی دارند

 تمام عمرشان  فکر اندوختن پول و سرمایه٬ ذهنشان را غرق کرده

می برند ٬می کشند ٬می دزدند٬ ظلم می کنند

 در پایان عمر هم ٬ همه را با خود به گور می برند. 

آرزو.ک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 22:32  توسط ارزو  | 

آدمها از هم دیگر چه می خواهند؟

در دنیایی که انسانها هر لحظه ممکن است مرگ دامنگیر آنها شود و عمر کوتاهشان به پایان برسد آدمها از همدیگر چه می خواهند؟ یکی به فکر ثروت٬ یکی درونش از خودخواهی و غرور بیجا غرق شده٬ یکی دلش را پر از کینه و نفرت و دیگری به فکر نابودی دیگران است. یکی با غرور و خودخواهی فراوان می خواهد عقاید و نظرات خود را به زور و با قتل و غارت و کشتار بر دیگران تحمیل کند و دیگری برای رسیدن به قدرت بیشتر با له کردن انسانهای زیادی زیر پای خود و به راه انداختن خون و خونریزی و قربانی کردن انسانهای بیگناه به هدف خود برسد. یکی کینه می کارد دیگری غرور٬ یکی ثروت و دیگری قدرت٬ یکی سنگدلی و بیرحمی و دیگری نفرت و غضب. هر کدام به نوعی به جان هم افتاده اند و همدیگر با کشته و آزار و اذیت می دهند. انسانها واقعا از همدیگر چه می خواهند؟ چرا می خواهند این عمر کوتاه خود را تا این حد با بیرحمانگی و سنگدلی طی کنند؟ آیا قدرتمندترین شدن یا ثروتمندترین شدن یا نهایت غرور و خودخواهی را بکار بردن برای انسانهایی که عمرشان همانند وزش بادی است که می آید و می رود٬ ارزش این همه قربانی کردن و آزار دادن همنوع خود را دارد؟ بهتر است به خود بیاییم ما انسانها به جای فکر کردن به قدرت طلبی و صلطه گری و کاشتن غرور و تکبرهای بیجا به جای ساختن دنیایی پر از شقاوت و سنگدلی٬ به جای اینکه مثل حیوان وحشی به جان هم افتاده و یکدیگر را کشته و تار و مار کنیم دنیایی آکنده از صلح و صفا و صمیمیت بکاریم و خوبی و خوشیحای این عمر کوتاه را نه تنها برای خود بلکه برای انسانها بخواهیم٬ هم خود با آرامش و اطمینان خاطر و وجدانی راحت و آسوده در صلح و آسایش به زندگی خود ادامه دهیم و هم آرامش و اطمینان خاطر دیگران را در صلح و صفا فراهم سازیم. 

 قرنها گذشته و ما همه نوع انسانها را با هر نوع زندگی که داشته اند تجربه کرده ایم بخصوص زندگی بزرگان٬ شاهان و حاکمان را آنانی را بدی را کاشته اند همیشه با بدی از آنها یاد شده و آنانی که به فکر مردم بوده اند را به تحسین به یادکرده ایم. پادشاهان و حاکمانی که با ریختن خون هزاران انسان بیگناه کاخها ساختند تا به قدرتها رسیدند. ولی عاقبت آنها هم٬ مانند دیگر انسانها روزی گرفتار مرگ شده و برای همیشه در دنیا محو گردیدند و در تاریخ به جز بدی و زشتی و استخوانهای پوستیده اشان هیچ اثری از خود بر جای نگذاشتند.

 امروز خطاب من به انسانهایی است که با حرص و طمع فراوان برای رسیدن به پول و قدرت به هر راهی متوصل شده اند و تمام انسانیت و وجدان خود را زیر پا گذاشته و درنده تر از حیوان وحشی شده و غرق دنیای قدرت و ثروت خود را گم کرده اند. انسانهایی که با نابود کردن زندگی دیگران و به هم پاشیدن کانونهای گرم خانواده ها و از بین بردن صلح و آرامش زندگی انسانهای دیگر و تباه کردن و ریختن خون بیگناهان زیادی همچنین فروختن حیثیت و شخصیت دیگران و با به زیر سوال بردن انسانیت انسان٬ با به کار بردن سیاستهای ننگین و پست به فکر رسیدن به قدرت طلبی و سلطه گری هستند قدرت و ثروتی که بعد از پایان عمر کوتاه آنها از بین رفته و نابود می شود.

خطاب من به آن انسانهایی است که چنان در غرور و خودخواهی بیجا غرق شده اند که خود را برتر از دیگران می دانند و جز خودشان به دیگران فکر نمی کنند چون فقط خود را می بینند آنچه برای خود می خواهند برای دیگر انسانها نمی خواهند همه خوبی ها و خوشی های این دنیای فانی را فقط و فقط مطعلق به خود می دانند و به خود کسی را لایق به آن نمی دانند. اگر همه ی انسانها دست به دست هم داده و همه ی مطعلقات این دنیا را مساوی و برابر بین خود تقسیم کرده و فکر برتر بودن از دیگران را در همه ی موارد فراموش کرده و تنها به صفا و صمیمیت و آرامش و زندگی آسوده ایی که پر از عشق است نگریسته و هوای همدیگر را داشته و غرق این دنیای فانی نمی شدند دیگر ظلم و ستم٬ نابرابری٬ تبعیض٬ قتل و غارت و تجاوز و ... به دیگران از بین رفته و دنیایی پر از صلح را با آرامش پشت سر نهاده و زندگی را آنطور که شایسته و لایق هر انسانی بوده پشت سر می نهادیم تماتم زشتیهای این دنیا محو شده و زندگی خیلی زیباتر از آنچه که تصورش را می کردیم می شد.

آرزو . ک

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 17:42  توسط ارزو  | 

زنان اولین قوربانیان در طول تاریخ

 

از زمان پیشرفت بشر در کار کشاورزی و پیدایش مالکیت خصوصی تا به امروز، زنان همیشه و در همه جا و همه حال اولین قربانیان در طول تاریخ بشریت بوده اند. از آن زمان که زنان کار بیرون از خانه را رها و کار خانه و بچه داری به آنها محول شد برای همیشه در طول تاریخ تا به امروز به روشهای مختلفی مورد بهره برداری و سوءاستفاده قرار گرفته و لگدمال شده اند و این باعث تبعیض جنسی بین زن و مرد شده و انواع ظلمها و تعرضات و بی عدالتیها در حق زنان رواج داشته شده است.

 زنان با نشستن در کنج خانه دارای ، زادو ولد و بزرگ کردن و نگهداری بچه هایشان جزء وظیفه ی اصلی آنها و مردان کار خارج از خانه (کسب درآمد) از وظایف اصلی آنها شناخته شد و این تقسیم بندی کار بین زن و مرد باعث بوجود آمدن امتیازاتی بزرگ برای مردان در مقابل زنان محسوب شده کسب درآمد خانواده از طرف مرد باعث مالکیت دائم مرد بر خانه و زن و بچه هایش شده و برعکس منزوی بودن در خانه از قدرت جسمی و بدنی و سلب اعتماد آنها نسبت به خود و همدیگر کاسته شد و باعث شد به مرور زمان هم خود زنان و هم مردان به این باور که زن ضعیف تر از مرد است اعتقاد پیدا کنند و مردان با مالکیت کاملی که بر مال و دارای وزن و بچه پیدا کردند همه ی اختیارات را از زنان گرفته و به دیده ی جنسی کوچکتر و ضعیف تر از خود که باید توابع دستورات و امر و نهی های شوهران ، برادران ، پدران خود و گوش به فرمان آنان بدون اختیار و امتیازاتی باشد. بنابراین این تقسیم بندی کار بین زن و مرد اولین و بزرگترین ظلمی بود که مردان در حق زنان و یا به عبارتی دیگر زنان با قبول آن در حق خود کردند چونکه باعث شد زن از تمام حق و حقوق یک انسان کامل بی بهره شده و برای همیشه مورد استثمار جنسی مردان قرار گرفته و قربانی بی عدالتی شوند. از آن تاریخ به بعد زنان به روشهای مختلفی مرد استحقار و اضطرار قرار گرفته شدند از حاکمان کشورها و سرزمینها گرفته تا فوری عادی هر کدام با عقاید و روشها و قوانین خاص خود زنان حقیر و خوار شده را به اسارت خود درمی آورند.

حاکمان و شاهان برای ارضاء جنسی خود و هوسرانی هر چند که دلشان می خواست زن اختیار می کردند بطوریکه حتی اشراف و بزرگان حکومت هم چند همسری به رسمیت شناخته و بر سر تعداد آنها با هم رقابت می کردند و یا با غارت و تجاوز به سرزمینها و کشورهای مجاور زنان و دختران آنان را به اسارت خود درآورده و در حرامراهایی که در کاخهایشان داشتند برای خوشگذرانی و عیاشی و ارضاء مردان شهوت پرست و هوس ران خود به آنجا برده و استفاده های جنسی می بردند یا به عنوان هدیه و جایزه به سربازان شجاع و دلیر خود که مقابل ستایش بودند پیشکش می کردند یا از آنها کار می کشیدند این جنس تحقیر شده از هر طرف و هر سو مورد تهاجم قرار می گرفت حقارت زنان به حدی رسیده بود که در دورانی که بت پرستی رایج بود نوزادان دخترتازه متولد شده را زنده به گور می کردند چونکه خانواده ها وجود آنها را مایه ی ننگ و سرافکندگی و شرمساری خود می دانستند کم کم قانون زنده بو گور کردن دختران برچیده شد.

با پیدایش اسلام زنان دروضعیت بسیاربدتری قرار گرفتند طبق این قانون مطیع قوانین ارتجاعی و کهنه پرستانه ی اسلام به نام مذهب که زنان ضعیف تر از مردان به عنوان جنس دوم که سبکسر و سبک عقل شناخته شده و مردان بر آنها برتری داشته و مالک جسم و تن آنها هستند و باید با انجام دادن وظایفی که بر او شناخته شده همیشه فرمانبر و مطیع امر مردان باشند.

از این به بعد طبق قوانینی که به نام قوانین اسلام درج کردند مردان قدرتمند نان آور و کاسب و مالک دارائی صاحب قدرت و امتیاز فراوانی شدند که از جمله: حق ازدواجهای مجدد، حق طلاق به مرد، دیه مرد دو برابر زن ،ارث زن نصف مرد٬ حق کشتن زنان توسط شوهر، پدر یا برادر برای دفاع از ناموس و شرف ، انتخاب محل زندگی با مرد، متعلق بودن فرزند به پدر و غیره و غیره همزمان با گسترش اسلام و دین اسلام جنایت، قتل و کشتار وحشیانه ی زنان در کشورهای اسلامی به نام دفاع از ناموس به حدی است که دل هر دردمندی را به درد می آورد. از طرف دیگر در جامعه های غربی و سرمایه داری (بورژوازی) (کشورهای پیشرفته) که دم از فرهنگ نویی و پیشرفته می زند با شعار برابری زن و مرد و آزادی زن به روشهای دیگر زنان را استحقار شمرده و سود می برند.

در این کشورها زن وسیله ای برای تبلیغ کالا و اشیاء صاحبان سرمایه و کالاست یا اینکه در بازار پر درآمد سکس به معرض نمایش گذاشته شده و به سکس تن فروشی سوق داده شده اند این صاحبان حریص سرمایه با درآمدهای سرشار و کلانی که از بهره بردن از زنان و دختران که یا از خانواده های فقیر و تهیدست بود که به فروش رفته و به خاطر کسب درآمد، چیزی به منجلاب کشانیده شده اند یا به بهانه ی آزادی و رهایی از قید و بند اغفال شده و در اختیار این کمپانیهای سکس و تن فروشی (گروه مافیا) قرار گرفته شده اند. امروز تجارت سکس به حدی رسیده که حتی کشوری مانند ترکیه، منبع درآمد اصلی کشورش بر این استوار است.

خرید و فروش زنان ، تاجران سکس زیادی درآمد و ثروت کلان هنگفتی کرده که در این راه تنها زنان و دختران قربانیان بزرگ این تجارتند و دیگران فقط سود می برند. یکی به نام اسلام و قوانین اسلامی زن را وادار به نشستن در کنج خانه کرده و مانند شی بی ارزش با حقارت و خواری به او نگاه کرده و با میل و رغبت خود هر قانونی را که بر علیه و ضد زن بوده وضع کرده و اجرا می کند و او را جنسی که باید آکنده از شرم و حیا بوده که باید با مقانت و باوقاری حفظ آبروداری کند در غیر اینصورت بخاطر دفاع از حیثیت و ناموس مجازات می شوند و یا حکم مرگش با فجیع ترین روش غیر انسانی صادر می شود یا بنام مذهب و آیین مذهبی وادار و مجبور به پوشش کامل و حجاب کرده اند یا مردان او را صاحب جسم و تن و مالک خود دانسته و به او امر و نهی کرده و مسیر زندگیش را تعیین کرده و خود را خدای او در روی زمین می دانند و دیگر بنام آزادی زن و رهایی از قید و بند و اشاعه ی فرهنگ ٬ زن را به قعر هلاکت و نابودی و فحشاء کشانده و به طرف فحشا و بی بند و باری سوق داده و او را لخت و عریان روبه روی دوربین قرار داده و با این شعارهای توخالی جای آنان را برای خرید و فروش و تجارت به کمپانیهای سکس کشانده و کسب درآمد می کند و یا وسیله ی تبلیغ کالاهای خود برای فروش بهتر و سرمایه گذاری بیشتر می کند.

البته ناگفته نماند که طی این سالیان زنان ساکت ننشسته و برای یافتن حق و حقوق خود با مبارزات پیگیر و مداوم توانسته اند بر عرصه ی مبارزات خود به درجاتی نائل آیند اولین مبارزات این زنان در 8 مارس سا  ۱۹۹۱در امریکا صورت گرفت هر سال در چنین روزی 8 مارس که روز جهان زن نامیده شد را گرامی می دارند. امروزه زنان زیادی علاوه بر کار خانه به کار بیرون از خانه هم روی آورده و هم تراز با مردان رقابت می کنند امرورزه با بالا رفتن سطح فرهنگ زنان و مردان روز به روز دامنه ی این مبارزات گسترده تر می شود.

زنان وقتی به آزادی واقعی خود دست می یابند که در جامعه در تمام عرصه های زندگی چه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و هنری و... در مقابل مردان به دیدگاه دو جنس برابر و مساوی به آنها نگاه شود و هر دو امتیازات و حق و حقوق کامل برخوردار باشند و از او نه  وسیله ای برای روند سیاست و استثمار و عقاید کهن و خرافی و نه وسیله ای برای ارضاء جنسی و زاد و ولد، نه وسیله ای برای روند اقتصاد و نه برای زیبا جلوه دادن هنر و غیره بلکه یک انسان کامل و هم تراز با مردان به او نگاه کنند یعنی انسانیت و حقوق انسانی را به عنوان یک انسان کامل به رسمیت بشناسند و رهایی زنان هیچوقت در این نوع جوامع که چنین سیاستهایی را در پیش داشته و دارند صورت نمی گیرد.

زنان زمان از قید و بند اسارت رها شده و حقوق کامل خود را پیدا می کنند که همزمان و پا به پای مردان کارگر هم رای و برابر طلب تا یافتن به اهداف کامل خود به مبارزاتشان ادامه دهند، چونکه آزادی کامل زنان از قید و بند و استثمار تنها در بوجود آمدن حکومتی کارگریست، حکومتی که پایه و اساس آن برابری و یکسان بودن همه ی انسانها با هم چه از لحاظ جنسیت، چه از لحاظ اقتصادی و چه سیاسی و ... است ، نه عقاید کهن مذهبی و ارتجاع و نه سرمایه و پول به قول مارکس که می گوید رهایی زنان تنها در گرو حکومت کارگریست. زنده باد آزادی برابری حکومت کارگری.

 

 آرزو . ک

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 20:18  توسط ارزو  | 

تاثیر و اجرای قوانین خشونت آمیز بر روی مردم جامعه (خشونت خشونت را می آفریند)

هر طفلی که به دنیا می آید نه قاتل نه دزد نه جنایتکار و نه جانی و تبهکار و نه معتاد... به دنیا میاید این محیط خانواده و جامعه است که کودک را ببار می اورد وکودک در ان رشت وپرورش پیدا می کند .فرهنگ مردم جامعه و خانواده ها  وجود موثر پدر ومادر و امکانات و وسایل رفاه اموزشی واسایشی وقوانین حاکم بر جامعه و روش تربیت و بزرگ کردن همه وهمه در تربیت و رفتار کودک نقش بسزایی دارد با خشونت خشونت ریشه می کند وروز به روز ریشه اش قویتر می شود خیلی کم پیدا می شودافرادی را که در خانواده متمدن وبا فرهنگ که دارای امکانات رفاهی و اموزشی بدور از دغدغه و جارو جنجال خانواده و جامعه است جز افراد مجرم و خلافکار باشند.با افراد مجرم و گناهکار چگونه باید رفتار کرد؟ ایا با خشونت های جنون امیز و غیر انسانی و وحشیانه می توان از امار افراد مجرم کاست؟ هر طفلی وقتی که به دنیا می اید بر روی پیشانی او نوشته نمشود که اگر  بزرگ شود باید چنان شخصیتی باشد این محیط خانواده و اطراف اوست که اینده او را می سازند ایا با اعدام و یا قطع کردن دست وپا و یا شلاق و شکنجه می توان مشکلاتی را که در سر راه این افراد بوده و یا اینکه با تربیت سالم  ٬و رشد یافتن در محیتی نادرست دست به جرم و جنایت وقتل ودزدی و یا هر جرم دیگری که مرتکب می شوند کاست کدام عقل سلیمی  خشونت غیر انسانی و وحشیانه را بهترین راه خشک کردن و ریشه کن کردن جرم و جنایت و خلاف می داند در هر جامعه ای بجای اشنا کردن مردم با قعرو خشونت٬ ریشه محبت وعشق را باید کاشت بایدپرورش و راه صحیح زندگی کردن و فرهنگ درست اموزش ٬تربیت درست وسالم را به خانواده وجامعه ها اموزش داد باید برای از بین بردن و ریشه کن کردن خشونت و جرم با گذاشتن امکانات و وسایل اسایش وارامش و تربیت و روش صحیح زندگی کردن و اموزش دادن ان و بالا بردن سطح فرهنگ ٬تعلیم وتربیت در خانواده و جامعه و گذاشتن اماکن و آموزشهای سالم برای پدر و مادرها و تمام جامعه انسانها را از دنیای خشونت و بی رحمی دور ساخت و از خشونت های غیر انسانی و قطع دست و پا و اعدام های دسته جمعی در ملأ عام و شلاق و...که جز ساختن دنیای جنون امیز و پر از خشونت فایده دیگر ندارد دوری ساخت چونکه این خشونت های بی رحمانه و غیر انسانی نه تنها از آمار جرم و جنایت را نمی کاهد بلکه راه و روش به کار بردن این اعمال را به انسانها می آموزد و خشونت را بین انسانها به امری عادی تبدیل می کند چونکه قطع کردن دست و پای یک نوجوان ۱۶-۱۷ ساله به جرم دزدی آمار دزدان را نمی کاهد  به جز کاشتن کینه و نفرت و درخت خشونت در دل این نوجوان هیچ سود و فایده ی دیگری ندارد و با به کار بردن روشهای غیر انسانی و وحشیانه مانند اعدام در ملا عام که تنها روش خشونت و آشنا کردن جامعه با آن را در پی دارد ریشه ی جرم و جنایت از بین نمی رود. شاید تصور می شود که به کار بردن این نوع خشونتها درس عبرتی برای بقیه ی افراد جامعه می شود و با ترساندن آنها کمتر مرتکب جرم و جنایت می شوند ولی چنین نیست چون شرایط خانوادگی و جامعه ای که این افراد در آن زندگی می کنند هیچ تغییری نمی یابد. کسانی که در شرایط نامناسب و دشواری بزرگ شده و زندگی می کنند از زندگی لذتی نبرده اند و معنی واقعی آن را درک نکرده اند کمتر ارزشی برای زندگی کردن قائلند و از مرگ نمی ترسند. البته ناگفته نماند سیاست حاکم و یا رژیمی را که هم به بهانه های مختلفی افراد جامعه را محکوم به اعدام و زیر شکنجه و خشونتهای وحشیانه به قتل و یا به بهانه ی ارازل و اوباش در ملا عام محکوم می کنند و افراد بیگناه را قربانی سیاستهای پست و ننگین خود کرده بهترین راه حل برای از بین بردن این خشونتها و احکامهای صادر شده ی غیر انسانی و ضد مردمی٬ رسوا کردن این حکومت ( رژیم ) با سیاستهایش در تمام جامعه و مبارزه با آن است.

آرزو . ک

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 15:45  توسط ارزو  | 

 
یکی از معضلات بزرگ اجتمایی در ایران فرار زنان و دختران از خانه وخانواده است زنان ودخترانی که برای رهایی از قید و بند و اسارت ودست یافتن به آزادی خانه و کاشانه خود را رها کرده وفراری میشوند از خانواده وجامعه طردو با اینده ای نامعلوم بدون کوجکترین حمایتی دجار و گرفتار هر بلایی میشوند طبق امارهایی که هر ساله منتشر می شود امار این زنان و دختران فراری  مدام رو به فزونی است زنان ودخترانی که با فرار از محیط خفقان خانه و فضای اکنده از رعب و وحشت و دیکتاتوری و اختناقی که رژیم جمهوری اسلامی در جامعه به وجود اورده است نمی دانند که به کجا  بناه ببرند  و چگونه راهی را برای نجات ورهایی خود بیدا کنند قربانیانی که خواسته وناخواسته در گرداب سیاهی وهلاکت غوطه ور می شوند و هر کدام اینده تیره وتاری را که هیچوقت تصورش را هم نکرده بودند در انتظار انها قرار می گیردحکومتی که همیشه و در همه جا دم از عدالت زده و قوانین خود را عادلانه تر عالما نه تر از قوانین دنیای جهانی می داند و فقط و فقط حکومت و قوانین بیش با افتاده خود را قبول داردزنان ودختران زیادی همه ساله در ان قربانی می شود  حکومتی که تنها شعارش ادامه راه اسلام  {اسلام برستی } و عدالت اسلامی است .فقر اقتصادی در ایران در حال افزایش است ،عقاید کهنه پرستانه مذ هبی و افکار تبعیض آمیز جنسی هر روز توسط رژیم جمهوری اسلامی رو به گسترش است امر و نهی های غیر قابل تحمل خانواده ها و قوانین حاکم  بر خانواده وجامعه هر روز عرصه زندگی را بر زنان و دختران تنگ تر کرده است و محدودیتهای انها را در زندگی بیشتر وبیشتر کرده است .امار اعتیاد هر ساله  رو به بالا می رود ، سطح افکار عمومی خانواده ها و فرهنگ انها در سطح پایین قرار گرفته است ، سنتها و فرهنگهای قدیمیان از قبیل ازدواج های اجباری و محدودیت های شدید زنان ودختران و خشونت علیه انان توسط پدر ومادر و اطرافیان روز به روز زیادتر ونداشتن هیچ حامی و قانونی برای دفاع از حق وحقوق انها همه جز عواملی هستند که باعث فرار زنان ودختران از همه جا رانده شده هستند اگر تک تک این موارد ذکر شده را برسی کنیم متوجه می شویم که همه این ناعدالتیها و بی حرمتیها ریشه در قوانین ضد مردمی و بشری جمهوری اسلامی دارد و این رژیم کهنه پرست و ارتجایی تا انجا که در توان داشته و دارد این عقاید بیش با افتاده و کهنه که حتی خود در درود به ان اعتقادی را در جامعه با بزرگ جلوه دادن ان وخام کردن مردم ایران راحت تر و بهتر بتواند به سیاستهای ننگین و شرم آور خود برسند این رژیم تمام سرمایه هنگفت ایران رابه غارت برده و این ثروت کلان را یا در کشورهای خارجی به حساب خود واریز کرده و یا صرف سیاستهای دیگرش  یعنی بوجود اوردن محیط ترور و خفقان و اختناق وسرکوب جنبشهای اجتمایی  و کمک به گروههای تروریستی ضد بشری و مردمی کرده است با قوانین ضد زنی که وضع کرده کوچکترین حق وحقوقی ویا حمایتی از دختران و زنانی که زیر بار ضلم خشونت خانواده وجامعه قرار دارند نکرده و نمی کنند این رانده شدگان تا انجایی که میتوانند یا با مشکلاتی که در خانواده  و جامعه است دست وبنجه نرم میکنند و یا به حدی مشکلات روحی و روانی انها زیاد شده که دیگر تاب تحمل خود را از دست  داده یا دست به خودکشی زده و یا ، از منزل فراری شده و بدنبال سر بناهی و همچنین رهایی خود خانه و کاشانه خود را ترک و اواره وسرگردان کوچه ها وخیابانها و یا شهرهای دیگر می شوند و خواه ونا خواه در چاه نابودی وفلاکت افتاده به اعتیاد وبی بندوباری و دزدی روی اورده و چونکه از کوچکترین حمایت مالی و اقتصادی وجانی برخوردار نیستند برای بدست اوردن لقمه ای نان  و سر پناهی توسط سودجویان به هر کاری واداشته می شوند که از جمله یا فروش مواد مخدر (خورده فروشی) یا به خانه های عفاف معرفی کرده و یا توسط باند قاچاق زنان و دختران به کشورهای خلیج یا دیگر کشورها برای تجارت در بازار سکس و  تن فروشی صادر شده و به فروش می رسند  یا اینکه بعدها توسط خانواده های خود یا افراد سود جو به قتل می رسند و وقتی هم به دام قانون می افتند یا توسط قانون گزاران و اجرا کنندگان حکو مت مورد سو استفاده جنسی قرار می گیرند ویا بعد از حبس وشلاق ازاد شده و دوباره در جامعه بی پناه و سرگردان، آواره و بی گناه به دام گرگان تیز دندان می افتند این قربانیان سرنوشتی بهتر از این در انتظارشان نیست با بیرون آمدن از چاله به اجبار در چاه نابودی و نیستی می افتند از خانواده و جامعه طرد و به دیده حقارت به انها نگریسته می شود انوقت رژیم جمهوری اسلامی جامعه خود را سالم تر و پاکتر از همه جوامع می داند چون به قول خود عدالت در ان پابر جاست و با پیروی از قوانین اسلامی  جامعه ایران را اداره می کند و قوانینش بی عیب ونقص است حکومتی که جز فساد وفحشا اختناق ودیکتاتوری ترور و سرکوب و خفقان  حکومتی که جز ظلم ستم و نابرابری و نابودی و فلاکت هیچ سود و منفعتی  برای مردم ستمدیده ایران نداشته و ندارد تا زمانیکه این حکومت بر سر کار است نه تنها آمار این قربانیان کم نمی شود بلکه بیشتر و بیشتر می شود ناعدالتیها و نابرابریها تبعیض جنسی و حق کشیها از طرف این رژیم روز به روز زیادتر می شود به همین خاطر هم این معضل اجتمایی هم روز به روز در ایران رو به فزونی می یابد.  
 
   آرزو . ک

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 15:44  توسط ارزو  | 

 
دین ومذهب از امورات شخصی هر فردی تلقی می شود .هر کسی یا هر شخصی هر ادیانی را که قبول داشته باشد یا هر نوع عقاید وتفکری را که دارد تنها به خودش مربوط میشود .مثلا طرز لباس پوشیدن  نوع مدل مو  رنگ لباس ، مدل کفش ، موزیک ، مورد علاقه و غیره همه جز سلیقه های شخصی افراد بوده و امور خصوصی او محسوب می شود بنابراین تنها رای ونظر شخصی خود فرد را می تواند در  بر بگیرد و هیچ سود وزیانی به حال جامعه و مردم آن ندارد اما سیاست و حاکمیت از جمله اموراتی هستند که تمام افراد جامعه را در بر گرفته و به تک تک مردم جامعه مربوط میشود حاکم و رهبر جامعه هر سیاستی را در ییش بگیرد چه در راستای رفاه و آسایش مردم و چه برعکس ، نادرست و ناسالم ، زیان آن سرنوشت تمام مردم جامعه را دچار تغییر و تحول و دگرگونی می کند سیاست سالم رضایت و خشنودی مردم جامعه را در بر می گیرد و پیشرفت جامعه را در تمام زمینه ها چه اقتصادی سیاسی  فرهنگی هنری ورزشی صنعت و غیره را باعث می شود و پیشرفت در این مواردجرم و جنایت و معضل اجتمایی را می کاهد هر سیاست مثبتی که بکار برده می شود قدم مثبتی در راه سعادت جامعه تلقی می شود ولی ناسالم بودن سیاست باعث تباهی ونابودی مردم ان کشور شده و خشم و انزجار مردم را برانگیخته و دولت با مخالفت شدید جامعه رو به رو می شودبس جدایی مذهب وسیاست از هم کاملا روشن و واضح بوده و مردم باید از دموکراسی کامل برخوردار باشند دموکراسی بودن که ازادی بیان وعقاید وتفکرات و انتقادات از جامعه و حکومت وسیاست ان را که در بر می گیرد نه تنها به ضرر مردم و جامعه نیست بلکه باعث می شود که نقطه ضعف ها و کم و کاستهای که در جامعه و دولت است و زودتر بهتر به چشم بخورد و مشکلات مردم آن جامعه و کشور زودتر حل شود رژیم جمهوری اسلامی تمام قوانین و بایه واساس حکو متش بر مبنای مذهب و سنتها وعقاید کهنه مذهبی است دست اندر کاران  وقدرتمندان ان عقاید وتفکرات پیش پا افتاده مذهبی دارند هر انچه که به ذهنشان می رسد و یا به ان اعتقاد دارند با زور و سرکوب به مردم ایران تحمیل می کنند در تمام امورات شخصی و خصوصی افراد دخالت دارند و تمام مردم ایران را در بند و اسارت تفکرات خود در آورده اند و کسانی را که خواهان دموکراسی و ازادی بیان و عقاید بوده واز سیاست در پیش گرفته آنها معترض باشد خفه وسرکوب وترور یا زندانی می کنند این حکومت یکی از سیاستهایش این است که به بها نه بیاده کردن دنیای اسلام و دین وقوانین اسلام به جهان به دنبال قدرت طلبی و سلطه گری است هزینه های زیادی را صرف به پیش بردن این اهداف خود کرده و با دخالت در امور داخلی و سیاسی کشورهای دیگر به بهانه کمک به آنها و حس انسان دوستی انها را به طرف خود کشانده تا بتواند قدرت و سلطه گریش را در این کشورها گسترش دهد بی تفاوتی انها نسبت به مشکلات وامور داخلی و مردم باعث انزجار شدید مردم و بوجود آمدن جنبشهای اجتمایی مخالفت زیادی شده است  این حاکمان سرمایه و قدرت تمام سرمایه ایران و توان خود را برای رسیدن به اهدافشان صرف سرکوب آزادی خوا هان و جنبشهای مردمی خواهان دموکراسی می کنندو از طرف دیگر صرف قدرت طلبی و سلطه گری خود وهیچگونه قدم مثبتی در راه آسایش وسعادت مردم   وهیچ هزینه وثروتی که از ان کشور است را صرف رفاه اقتصادی و اجتمایی جامعه نمی کنند و تنها وتنها به سیاستهای پلید و شیطانی خود می اندیشند به همین خاطر امروزه معضلات بزرگ اجتمایی در ایران به حدی  رسیده که در تمام طول تاریخ ایران بی سابقه است بی بندوباری اعتیاد فحشا دزدی و...در ایران بیداد می کند.فقر اقتصادی و بیکاری بخاطر نداشتن و احداث نکردن مراکز شغلی  تورم بی سابقه اقتصادی فساد اقتصادی از معضلات بزرگی است که جامعه ایران را به شدت تهدید می کند جنایت و سرکوب و ترور وبوجود آوردن محیطی خفقان ودیکتاتوری در ایران بی سابقه است رژیم هر روزه برای ترساندن وزهر چشم نشان دادن مخالفان خود به بهان های مختلف در اماکن عمومی قتل وکشتار وجنایت به راه می اندازد و یا به بهانه اراذل و اوباش دست به اعدامهای دسته جمعی می زند و یا با خشونت و تهدید به بهانه بی حجابی زنان ودختران را به باد کتک و ناسزا می گیرد این زورگویان و قدرتمندان به بهانه بیاده کردن اسلام خود را ولی فقیه یعنی ادامه دهنده راه امامان و بزرگان اسلام و ناجیان عالم بشریت دانسته وروی زمین ادعای خدایی می کنند به این بهانه تمام مردم ایران را اسیر و دربند افکارهای کهنه برستانه و کوته نظری وکوته فکری خود کرده اند که می خواهند با توسل به زور اسلحه و خشونت و قدرت مردم را به خدا نزدیک وبه بهشت ابدی بفرستند و مردم ایران را مجبور کرده اند تا به ظاهر انچه را که انان می خواهند باشند و کاری به باطن انان ندارند اینان در خیالات وتصورات خود جامعه سالم و بی نقص را بو جود اورده اند حال چرا این قدرتمندان رژیم با چنان شقاوت وسنگدلی اصرار در دخالت مذهب در حاکمیت دارند  مسلم است که اگر این   موارد  یعنی حاکمیت وسیاست در حاکمیت را از هم جدا کنند  اولا دیگر نمی توانند عقاید کهنه برستانه خود را بر جامعه تحمیل کنند و از طرف دیگر به بهانه جهانی شدن اسلام نمی توانند به هدف اصلی خود یعنی قدرت طلبی و سلطه گری دست یا بند و راهی برای دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر و به رها انداختن جنگ و  خونریزی پیدا کنند پس برای رسیدن به اهداف بلید و ضد انسانی خود باید به دخالت مذهب در سیاست روی اورده و از مذهب به عنوان وسیله ای برای رسیدن  به هدف هایشان استفاده کنند مگرنه بازی سیاسی را که در پیش گرفته اند به نابودی و زوال کشیده می شود.     
 
  آرزو . ک
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 15:10  توسط ارزو  |