X
تبلیغات
دنیای نوین

دنیای نوین

دنیای نوین

معضل آلودگي روي ديوارهاي شهر

معضل آلودگي روي ديوارهاي شهر

 
تخليه چاه ، لوله بازکني ، تاکسي سرويس شبانه روزي و ... برچسب ها و ديوار نوشته هاي تبليغاتي است که در سياهي شب از ديوار تا درهاي منازل را مي پوشاند و در روشنايي روز آه از نهاد صاحب خانه ها بر مي آورد.

از سال ها پيش به اين سو افراد بسياري که در زمينه هاي مختلف اعم از لوله کشي ، تخليه چاه ، آژانس و ... به خدمات رساني به شهروندان مشغول هستند ، روش برچسب زدن نوشتن روي ديوار  را براي تبليغات خود برگزيده اند.

 اين خدمات دهندگان  با صرف هزينه اندک و با کمک گرفتن از چند نفر ، يک محدوده نسبتا وسيع را در چند ساعت پس از نيمه شب تحت پوشش تبليغات خود قرار مي دهند.

متاسفانه تبلیغات روی دیوارها و اموال ادارات دولتی در شهرهاي استان از حالت طبیعی خارج شده و در مرکز شهرها کمتر محلی را می توان یافت که روی آن چند آگهی دیده نشود. این مساله به قدری بغرنج شده است که تبلیغ کنندگان  از دیگر شهرها اقدام به تبلیغ در روی دیوارهای شهر می کنند و هیچ گونه نظارت و کنترلی بر آنان صورت نمی گیرد. به راستی علت این امر چیست؟ بی شک بهترین روش برای یافتن علت این امر، صحبت با فروشندگان و مراکزی است که اقدام به تبلیغ بر روی دیوارها نموده اند. جالب توجه است که اکثر فروشندگان عدم وجود محل های ویژه برای تبلیغات رایگان، هزینه بر بودن تبلیغات تلویزیون های شهری و جایگاه های نصب شده برای تبلیغات مجاز را از دلايل رو آورن به تبليغات روي ديوار مي دانند.

با توجه به اینکه شهر بندرعباس یک مرکز تجاری و پر رفت و آمد است، از این رو طبیعی است که فروشندگان ، این محل را برای تبلیغات خود برگزینند.

با وجود اینکه در قانون شهرداری ها، حتی نوشتن در روی محل های نصب و الصاق اعلانات که توسط شهرداری نصب شده اند ممنوع است، جای بسی شگفتی است که بسیاری از تبلیغ کنندگان، اقدام به نوشتن در روی دیوارهای مدارس، منازل شخصی، اموال شهرداری، اموال ادارات دولتی و ... می نمایند و به هیچ عنوان مورد پیگرد قانونی قرار نمی گیرند.

با آنکه مديران شهر ، به دفعات و در طرح هاي ضربتي ، پيکره شهر را از انبوه برچسب هاي تبليغاتي و تراکت هايي که بر در و ديوار آويزان است، پاک مي کنند اما عده اي متخلف، همچنان با نصب خلاف گونه تبليغات در شهر، آشفتگي بصري را ايجاد مي کنند.
اين درحالي است که بر اساس ماده 92 قانون شهرداري ها، تبليغات بر روي معابر شهر به جز در اماکني که شهرداري آنها را مجاز شناخته ممنوع بوده و متخلفان از اين امر خاطي و تعدي کننده به حقوق عمومي و قانون محسوب مي شوند.
اما سودجويي برخي افراد، ضعف آگاهي هاي شهروندي و از همه مهمتر عدم بازدارندگي اين قانون سبب شده تا تخلفات نصب تبليغات بر پيکره شهر ادامه داشته باشد.

بسياري از شهروندان با ابراز نارضايتي نسبت به اين عمل ، نصب برچسب ها را باعث کثيفي شهر دانسته و معتقد هستند: دهها برچسب با شماره تلفن هاي ريز و درشت در كوچه و محله نصب شده كه زيبايي شهر را مخدوش كرده است. از سويي ديگر خدمات دهندگاني كه تمايلي به تبليغات بر روي ديوار ندارند با مشاهده اين تبليغات گوناگون ، براي اينكه از قافله مشتري يابي عقب نمانند به ناچار به اين شيوه روي مي آورند.

اما معضل ديگري كه  علاوه بر تبليغات روي ديوار مي توان از آن ياد كرد نوشتن اسم افراد به عنوان يادگاري و يا به عنوان شعار بر روي ديوار است. اكنون در عصر پيشرفت علم و فناوري، ديوارهاي شهر نيز حوادث و اتفاقات جديد را تجربه مي‌كنند و جديدترين اين رويدادها پديده‌ي نوشتن اسم و يادگاري بر روي ديوارهاست.
بيشتر شعار نويسي ها در شب صورت مي گيرد، چراكه نوشتن روي ديوارها در روز روشن و در ملاء عام مي‌تواند اعتراض ديگران را دربر داشته باشد. همچنين خط بسيار بد اين نوشته‌ها دليلي ديگر بر اين مدعاست. شعرهاي روي ديوارها به‌همراه صدها نوشته‌ي تبليغاتي وكاغذ‌هاي اعلاميه و فراخوان و دعوت به همكاري و غيره، باعث آلودگي و آشفتگي ديوارهاي شهر شده‌اند.

اين پديده را مي‌توان از منظرهاي گوناگون مورد بررسي و كنكاش قرار داد، اول اين كه شعارنويسي بر روي ديوار، آن‌هم با اين گستردگي، خود نمودي از ناكارآمدي اقدامات بازدارنده است. پس، از اين پديده‌ي نوين مي‌شود به‌عنوان يك معضل ياد كرد كه به همراه ساير عوامل از زيبايي و پاكيزگي فضاي شهر مي‌كاهد و بر زشتي‌ها و ناپاكي‌هاي آن مي‌افزايد. 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 12:24  توسط سید یعقوب حسینی  | 

هفدهمین بهار مطبوعات

 

 

 

 

 

هفدهمین جشنواره بین المللی مطبوعات و خبرگزاریها فرصتی شد تا برای نخستین بار در این نمایشگاه حضور یافته و از نزدیک شاهد بزرگترین گردهمایی روزنامه ها،خبرگزاریها و اصحاب رسانه در سال باشیم. بدون شک حضور در چنین جشنواره بزرگی برای هر رسانه فرصت مغتمی است تا دستاوردهای خود را در معرض عموم قرار دهد.2هزارو 400 نشریه و خبرگزاری داخلی و 55 کشور  با700 غرفه به مدت یک هفته گرد هم آمدند تا در هفدهمین بهار مطبوعات سهمی برای دیده شدن داشته باشند.

حضور روزنامه دریا نیز در این نمایشگاه تجربه خوبی بود تا در اولین حضور خود در این فستیوال بزرگ پا را از محدوده استان فراتر گذاشته و چشم انداز ملی برای خود ترسیم کند.حضور دست اندرکاران این روزنام نیز در این جشنواره فرا ملی تجربه ای بود تا در کنار سایر همتایان کشوری و بین المللی خوداز یک سو توانمندیهای خود را عرضه کنند و از سویی دیگر از تجربه همکاران خود در پیشبرد اهداف بلند مدت استفاده کنند. حضور نشریات خارجی نیز که عمدتا از آسیای شرقی، جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا بودند این حس را در اهالی رسانه های داخلی تقویت می کرد تا در برابر این نشریات با تمام قوا حاضر شوند تا در برابر رقبای خود حرفی برای گفتن داشته باشند.

این رویداد که هر ساله در دو بخش نمایشگاه و جشنواره برگزار می شود، در بخش نمایشگاه بیش از 2 هزار رسانه داخلی و 175 رسانه خارجی از 55 کشور در قالب 700 غرفه دستاوردها و تجربیات خود را به معرض نمایش گذاشتند.در بخش جشنواره نیز بیش از 13 هزار اثر از روزنامه نگاران سراسر کشور برای داوری و انتخاب برترین آثار به دبیرخانه جشنواره ارسال شد.

نمایشگاه هفدهم سرانجام پس از یک هفته میزبانی از اصحاب رسانه و دوستداران اطلاع رسانی، 10 آبانماه با حضور رئیس جمهور در مراسم اختتامیه  به کار خود پایان داد.

این نمایشگاه در حالی به کار خود پایان داد که به عقیده بسیاری از اهالی رسانه در حد و اندازه های خود ظاهر نشد و رونق سالهای گذشته را نداشت.به عقیده آنها عدم اطلاع رسانی مناسب و به موقع باعث بی اطلاعی بسیاری از علاقه مندان در رابطه با برپایی چنین نمایشگاهی بود که در نهایت بی رونقی سالن ها حاصل این برنامه ریزی بود.

اعلام حضور رئیس جمهور در مراسم افتتاحیه و بالطبع بسته شدن درهای ورودی در روز افتتاحیه به دلیل اقدامات امنیتی، بسیاری از غرفه داران را پشت درهای بسته معطل کرد. پس از ساعت ها معطلی غرفه داران، با اعلام عدم حضور رئیس جمهور در مراسم افتتاحیه و باز شدن درهای سالن، غرفه های نیمه آماده بودند و غرفه دارانی که کمتر از 5 ساعت برای آماده کردن غرفه خود وقت داشتند.

اگرچه به گفته مسئولان نمایشگاه 175 نشریه خارجی در نمایشگاه حضور داشتند اما مشاهده غرفه های خالی اینگونه حکایت می کرد که استقبال چندان خوبی از سوی خارجی ها نشده است. بنابر مشاهدات ما اکثر این غرفه ها در تمام روز خالی از غرفه دار بودند و فقط چند بنر در آنها نصب شده بود و هیچ اثری از رسانه های شرکت کننده وجود نداشت.

نمایشگاه هفدهم که یک هفته میزبان مردم، وزرا و مدیران ارشد کشور بود و هر روز خوراک خبری تازه ای از بازدید و مصاحبه آنها منتشر می شد، سرانجام به کار خود خاتمه داد تا یک سال دیگردر نمایشگاه هجدهم پذیرای دوستداران باشد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 9:58  توسط سید یعقوب حسینی  | 

آسمان غبارآلود امنیت

 

آسمان غبارآلود امنیت

این روزها شاید بسیار شنیده باشیدکه عابران پیاده در کوچه و محلات بندرعباس مورد اخاذی قرار گرفته اند یا شهروندی به علت درگیری با سارقان مجروح شده باشد. امنیت شهروندان و مغازه داران که این روزها سخن اول بسیاری ازمحافل شده، دغدغه بسیاری از شهروندان و مسئولین است که چگونه با این معضل مقابله کنند. نیروی انتظامی هرچند توانسته با اقدامات ضربتی بسیاری از سارقان و زورگیران را دسگیر کند اما گستردگی این معضل در شهر بندرعباس باعث نمی شود این میزان برخورد با سارقان و زورگیران برای امنیت شهر کافی باشد. گسترش حاشیه نشینی درشهر بندرعباس، افزایش میزان بیکاری و عدم نظارت خانواده ها بر رفتار فرزندان باعث شده پدیده زورگیری به شکل نگران کننده ای افزایش یابد. هم اکنون در شهر بندرعباس کمتر شخصی یافت می شود که خود یا نزدیکان وی مورد زورگیری قرار نگرفته باشد.

این پدیده ناخوشایند به شکلی بر شهر بندرعباس سایه افکنده که در ساعات پایانی شب به ندرت افردی یافت می شوند که به تنهایی در کوچه ها تردد کنند یا وسیله نقلیه خود را در کوچه رها کنند.

حاشیه نشینی در بندرعباس که رشد فزاینده ای به خود گرفته و به سرعت در حال گسترش است معمولا خانواده هایی را در خود جای داده که هیچگونه تمکن مالی ندارند و به ناچار به حاشیه شهر پناه می برند.از طرفی به دلیل عدم عدم نظارت کافی جهت تامین امنیت در این مناطق بزهکاری به شدت گسترش یافته و به مناطق مرکزی شهر نیز سرایت می کند.

بیکاری و فقر ناشی از آن را شاید بتوان مهمترین علت افزایش ناامنی عنوان کرد.جوانانی که به سن فعالیت می رسند و در یافتن شغل به بن بست می خورند تلاش می کنند از راههای نامتعارف کسب پول کنند و در این گیرو دار نیز سرقت و زورگیری تنها راه کسب پول برای آنهاست. پس می طلبد به همان میزان امکاناتی که درشهر قرار دارد، در محلات حاشیه ای نیز احداث شود و از تمرکز اماکن تفریحی و ورزشی در مرکز شهر جلوگیری شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مهر 1389ساعت 13:3  توسط سید یعقوب حسینی  | 

نگاهي به پيامدهاي بازيهاي رايانه اي

 

فقط شليك كن

اگر در سالهاي نه چندان دور كودكان با هفت سنگ و الك دولك ساعات فراغت خود را پر مي كردند و البته از اين بازيها لذت مي بردند، حالا يكي از كارهاي هميشگي پدر و مادرها رفتن به ويدئو كلوپ هاست كه انواع بازيهاي رايانه اي را براي فرزندان خود تهيه كنند تا آنها ساعت ها از وقت خود را با اين بازيها سپري كنند. امروزه بازيهاي رايانه اي در تمام سنين هم به امري عادي و طبيعي به كودكان تبديل شده و هم دغدغه اي جدي براي والدين است. رشد روز افزون گيم نت ها در هر شهر و محله مي تواند به خوبي تمايل كودكان و نوجوانان را به بازيهاي رايانه اي نشان دهد. به هريك از مراكز بازيهاي رايانه اي كه وارد مي شويم تجمع بسيار زياد كودكان و نوجوانان در اين گيم نت ها بيانگر اين موضوع است كه اين بازيها تا چه اندازه توانسته در ميان نوجوانان و كودكان جاي خود را پيدا كند. شليك كن، فقط بكش، ديگه خون نداري سريع باش، فرار كن، اينها الفاظ مشتركي هستند كه در كنار هر سيستم رايانه اي ميان كاربران ردوبدل مي شود كه حكايت از هيجان بسيار بالاي اين بازيها دارد به همين دليل است كه تعداد زيادي نوجوان را ساعت ها كنار سيستم ميخكوب كرده است. وقتي خيل عظيم كودكان و نوجوانان را مي بينيم كه با شوق پيگير تهيه بروزترين نسخه بازيهاي رايانه اي هستند ياد آن روزهايي مي افتيم كه كوچه ها مملو از كودكاني بود كه با گل كوچك اوفات فراغت خود را سپري مي كردند و از اين بازيها لذت مي بردند.اما اين حرف نبايد به معناي لذت بخش نبودن بازيهاي رايانه اي تعبير شود چرا كه غير منصفانه است اگر بي هيچ تاملي بازيهاي رايانه اي را به طور كامل رد كرد و آنها را عاري از لذت بدانيم. هر چند اين بازيها نوجوانان را از تحرك باز مي دارد  وقت زيادي از نوجوانان مي گيرد. اما به گفته كارشناسان تربيتي اين بازيها باعث مي شود نوجوانان در اين بازيها براي رسيدن به نقطه پايان بازي و موفقيت در آن از ذهن خود كمك بگيرند كه اين امر باعث فعاليت ذهني نوجوانان نيز مي شود البته نبايد فراموش كرد كه اختصاص وقت زياد به اين بازيها و نگاه مستقيم به رايانه و عدم توجه به سبك بازي مي تواند در آينده باعث مضرات روحي و جسمي براي نوجوان باشد. اين دست از بازيها كه امروز در بسياري از خانه ها ديده مي شود با مخالفان زيادي روبرو شده كه بي ترديد مي توان بخشي از دلايل اين مخالفت را در بحث آسيب شناسي بازيهاي رايانه اي مورد بررسي قرار داد.اما بايد نكات مثبت آن را هم در نطر داشت و روي آن نكات بيشتر تاكيد و تبليغ كرد. يك دليل روي آوردن فرزندان به بازيهاي رايانه اي را مي توان در كوچك شدن فضاي خانه ها و از بين رفتن فضاي بازي در خانه دانست كه نوجوان به دليل كمبود فضاي بازي و پر كردن اوقات فراغت خود به بازيهاي رايانه اي روي مي آورد كه البته در اين زمينه توسعه اماكن ورزشي و پاركها را بايد مد نظر قرار داد.

اين رسانه در حال رشد و تاثيرگذار با جذابيت هاي فوق العاده خود شمار زيادي از كودكان و نوجوانان و حتي بزرگسالان را در سراسر جهان به خود مشغول كرده است به همين دليل است كه بازيهاي رايانه اي به نوعي پرسودترين تجارت در زمينه كالاهاي فرهنگي محسوب مي شوند. متاسفانه به دليل عدم آشنايي والدين با عوارض ناشي از اين بازيها و همچنين نبود قوه نظارتي قدرتمند و تاثيرگذار در كشور، دايره آسيب پذيري كودكان ايراني بيش از ديگر كودكان در دنياي بازيهاي رايانه اي است.

ورود بي ضابطه بازيهاي رايانه اي غربي به كشور و ارزان بودن آنها آسيب هاي جدي به كودكان و نوجوانان وارد آورده است. يكي از دلايل رواج بازيهاي رايانه اي غربي در كشور ما و گرايش بسيار زياد نوجوانان به اين بازيها عدم رعايت قانون كپي رايت در كشور است. چنانچه قانون كپي رايت در كشور اجرا مي شد قيمت اين بازيها آنقدر گران است كه ديگر به آساني در دسترس كودكان ما قرار نمي گرفت. همانطور كه در كشورهاي سازنده اين بازيها قيمت بازيها به اندازه اي بالاست كه كمتر نوجواني قادر به تهيه بازيهاست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 9:50  توسط سید یعقوب حسینی  | 

جادويي به نام قلم

1۷ مرداد ماه سال 77 ، زمانب كه نيروهاي طالبان وارد شهر مزارسريف افغانستان شده بودندو شهيد محمود صارمي خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي  در حال ارسال خبر بود توسط نيروهاي طالبان به شهادت رسيد.

شهيد محمود صارمي تنها يكي از خبرنگاراني است كه در حين انجام وظيفه به شهادت رسيده است چه بسيار بودند خبرنگاراني كه در صحنه هاي مختلف درگيري در حين انجام رسالت خطير خود كشته يا مجروح شده اند. خبرنگار را بايد از لحاظ فكري و ديدگاه قشري متفاوت از ساير اقشار جامعه محسوب كرد.شخصي كه عنوان خبرنگار را يدك مي كشد در تمام مدت، مسئول اين عنوان است. اين جمله را كه خبرنگاران چشمان هميشه بيدار جامعه هستند شايد بسيار شنيده باشيد.چشماني كه چالشها و معضلاتي را كه از ديد سايرين پنهان است بايد ببيند.پس وظيفه خبرنگار را اگر از بعد ديگر نگاه كنيم، حل معضلات جامعه تاحدودي به خبرنگاران پيوند خورده است.اينگونه اين چشمان هميشه بيدار به صورت غير مستقيم در برطرف نمودن چالشهاي جامعه سهيم هستند. اگر بخواهيم تعريفي از خبرنگار داشته باشيم؛ يك خبرنگار به مانند پزشكي است كه بيماري جامعه را تشخيص داده و براي مداواي آن وارد عمل مي شود.اين پزشك بايد بداند نياز امروز جامعه چيست و چه مرهمي براي مداواي آن نياز است آنگاه با قلم خود بيماري و طريقه علاج آن جامعه را به رشته تحرير در آورد.

امروزه رسانه ها با هر طيف و جناحي كه هستند بايد يكي از مهره هاي شطرنج سياست قلمداد كرد به گونه اي كه تحرك آنها به سمت خاصي مي تواند مسائل بسيار مهم سياسي اقتصادي و اجتماعي يك كشور را دچار تحول كند.به تعبيري ديگر امروزه رسانه ها وسيله القاي ديپلماسي دولت ها  هستند.كشوري كه سياست كشوري ديگر را با خواسته هاي خود همسو نمي بيند مي كوشد رسانه را سلاحي براي تضعيف يا تحميل خواسته هاي خود قرار دهد.  به تعبيري قلمي كه در آن رسانه به چرخش در مي آيد و سياست يك دولت را بيان مي كند در واقع خواسته هاي يك كشور را به دنيا تحميل مي كند يا رويدادي را وارونه جلوه مي دهد.پس خبرنگاري كه در آن رسانه فعاليت مي كند ركن اساسي اين اتفاقات را تشكيل مي دهد و به عنوان مهره اي مهم در اين ميدان نقش آفريني مي كند.در واقع رسانه ها در عرصه بين الملل موتور محرك سياست خارجي يك دولت محسوب مي شوند.

بدون شک حضورفعال وموثرعزیزان خبرنگاردرعرصه خطیرخبررسانی که بااطلاع رسانی دقیق وشفاف وصادقانه صورت می گیرددرخورستایش وتقدیراست. اين روز را به همه صاحبان انديشه و قلم و تلاشگران عرصه خبر و اطلاع رسانی استان تبريك عرض مي نماييم.          

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 10:40  توسط سید یعقوب حسینی  | 

فوتبال دیگر فقط یک ورزش نیست

فوتبال به عنوان یک از پرطرفدارترین رشته های ورزشی در جهان همواره با جریانات مختلفی روبرو است. گاهی ، اتفاقات به نحوی جریان سازی می شود که جایی برای نامیدن این رشته مهیج به عنوان یک ورزش باقی نمی ماند.در این باره که فوتبال یکی از جذابترین ورزش هاست شکی نیست امروزه کمتر جایی در کره خاکی را می توان یافت که تعدادی هر چند برای تفریح در یک مستطیل سبز دنبال یک توپ گرد ندوند.جادوی فوتبال آنقدر توانسته هواداران متعصب دور خود جمع کند که حتی در برخی مواقع سیاستمداران را وارد مستطیل سبز می کند. رئیس جمهوری که با پیراهن تیم ملی کشورش  برای تماشای بازی فوتبال به ورزشگاه می رود یا دو رئیس جمهوری که در کنار یکدیگر رقابت تیم های ملی کشورشان را تماشا می کنند نمونه ای از فراگیری این ورزش است.صنعت فوتبال هم اکنون آنقدر پر سود شده است که کشورهای زیادی را برای اخذ امتیاز میزبانی تورنمنت های بزرگ ورزشی از جمله جام جهانی به تکاپو می اندازد. درآمد های نجومی حاصل از میزبانی این بازیها جدا از هزینه های سرسام آور، آنقدر وسوسه کننده است که کشور های کاندید میزبانی،از چند سال قبل پیشنهاد میزبانی خود را ارائه می کنند. در جام جهانی 2006 آلمان، میزبانی بسیار خوب ژرمن ها سبب شد میلیاردها یورو از قبل این مسابقات  نصیب آنها شود. آلمان ها در جام جهانی 2006 به جز خود جام، همه چیز را بردند. در حالیکه کشور آلمان بالقوه کشور توریستی ای نیست (حداقل در برابر کشورهایی مانند فرانسه و ایتالیا )رکورد رشد توریسم در طول دوره جام جهانی را داشت. فدراسیون بین المللی فوتبال(فیفا) امیدوار است از ناحیه برگزاری جام جهانی حدود 3 میلیارد دلار کسب کند.حدود 40 درصد این درآمدها از بازاریابی و حامیان مالی تامین می شود و 60 درصد آن نیز از فروش امتیاز پخش مستقیم بازی ها به شبکه های تلویزیونی خارجی حاصل می شود.دولت آفریقای جنوبی امیدوار است با میزبانی این رویداد بیش از 5 میلیارد دلار درآمد کسب کند و بیش از 150 هزار فرصت شغلی را به صورت مستقیم و غیر مستقیم ایجاد نماید.کشور میزبان جام جهانی از مدت ها قبل از شروع بازی ها با هزینه حامیان مالی بازیها،معرفی پتانسیل های گردشگری خود را آغاز نمود این تبلیغات بی شک سیلی از توجه و سپس توریست و در نهایت دلار و یورو را به سوی کشور مقصد روانه کرد. در طی بازی ها هم که بدیهی است سیل تماشگرانی که هر روز حداقل چند صد دلاری در هتل ها، رستوران ها، استادیوم و سایر مکان های توریستی خرج می کنند، روانه کشور میزبان می کند.البته اینها درآمدهایی است که فقط در مدت برگزاری مسابقات نصیب میزبان می شود.مراکز اقامتی،تجاری و تفریحی که برای این مسابقات ایجاد شده پس ازاین تورنمنت همچنان به سود آوری خود ادامه میدهند. از سویی دیگر باآغاز مسابقات جام جهانی تمام نگاه دنیا به جنوبی ترین کشور قاره سیاه معطوف شد تا آفریقای جنوبی حداقل به مدت یک ماه تیتر اول روزنامه ها شود.در این مدت رویدادهای سیاسی، مسئله غزه،عراق، افغانستان وسلاح های هسته ای زیرپرده  فوتبال پوشانده می شود و این توپ گرد است که حرف اول را خواهد زد

 از سویی دیگرفیفا که تلاش می کند فوتبال را از سیاست دور نگه دارد اما اهمیت این ورزش،آن را ناخواسته با سیاست آمیخته می سازد.شاید نمونه آن دیدار تیم های ملی مصر و الجزایر در مقدماتی جام جهانی بود که پس حمله به کاروان تیم ملی الجزایر در مصر و پس از آن شکست تیم ملی مصر از الجزایر ، روابط سیاسی دو کشور رو به تیرگی نهاد.همچنین پس از ناکامی تیم ملی فرانسه در جام جهانی و حذف زودهنگام این کشور، "تیری آنری" کاپیتان تیم ملی این کشور از سوی "سارکوزی" رئیس جمهور برای بیان علت ناکامی این تیم به کاخ الیزه فراخوانده شد ورود مستقیم دولت فرانسه در مسئله فوتبال بیخ گوش فیفا اتفاق افتاد تا "سپ بلاتر" رئیس پر نفوذ فیفا، فوتبال فرانسه را در صورت دخالت دولت فرانسه ، به تعلیق تهدید کند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 12:8  توسط سید یعقوب حسینی  | 

جرقه اضمحلال اسرائیل در کاروان آزادی

عقربه های ساعت ، 4:30 دقیقه بامداد را نشان می داد که ناوگان آزدی با 9 فروند کشتی در آبهای بین المللی مدیترانه در حوالی غزه منتظر سپیده دم خورشید بود تا بیش از 10 تن کمک های انسان دوستانه را به ساحل غزه برساند.ساعاتی به طلوع خورشید نمانده بود که حدود 100 کماندوی اسرائیلی با استفاده از قایق های جنگی و بالگرد به کشتی های این ناوگان حمله ور شدند و با کشته و زخمی کردن بیش از 100نفر از سرنشینان این ناوگان و بازداشت بقیه سرنشینان مانع از ارسال کمک های مردم جهان به غزه شدند. حدود یک هزار فعال بین المللی از بیش از 40 کشور جهان روز شنبه گذشته در قالب کاروان موسوم به آزادی از بندر آنتالیای ترکیه عازم غزه شدند و قرار بود 10تن مواد دارویی را به مردم غزه برسانند.

مقامات رژیم صهیونیستی با ادعای اینکه درنوار غزه هیچگونه کمبود مواد غذایی احساس نمی شود این ناوگان را متهم به حمایت از مسلمانان تروریست! کردند.این رژیم در عین حال مدعی شد حمله به این ناوگان دفاع از تمامیت ارضی اسرائیل بوده و نیروهای ارتش فقط از خود دفاع کرده اند. رژیم صهیونیستی با این اقدام و بدون توجه به تبعات سیاسی آن در سطح بین الملل بار دیگر عمق تهدید زا بودن خود را در منطقه نشان داد.بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی که از مارس 2009 با انحلال کابینه اولمرت بر مسند نخست وزیری این رژیم تکیه داده بود مهم ترین جنایت خود را دریک سال نخست وزیری خود با حمله به کاروان آزادی رقم زد وبا این اقدام زنگ اضمحلال سیاسی خود را به صدا در آورد .در حقيقت نتانياهو که ميراث دار دوراني بوده که طي آن روحيه و اعتماد به نفس صهيونيست ها و اميد آنها به آينده به شدت آسيب ديده است، تمام تلاش خود را در يکسال اخير انجام داده که با اتخاذ سياست هاي افراطي همچون ساخت گسترده و غيرقانوني شهرک هاي صهيونيستي در سرزمين هاي فلسطيني در شرق بيت المقدس و کرانه باختري ، ادامه محاصره نوار غره، نفي هر گونه مذاکره با فلسطيني ها، ترورهاي هدفمند همچون ترور "محمود المبحوح" از فرماندهان ارشد حماس و تهديد دايمي کشورهاي منطقه از جمله سوريه، لبنان و جمهوري اسلامي ايران و ... ناکامي هاي گذشته را جبران کند و علاوه بر اينکه وجهه کابينه صهيونيستي را در ميان شهروندانش بهبود بخشد در معادله قدرت در منطقه نيز جايگاه خود را بازسازي کند.

حمله به ناوگان کمک هاي بشر دوستانه توسط نيروهاي رژيم صهيونيستي را نيز دقيقا بايد در راستاي اين سياست ديد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 11:1  توسط سید یعقوب حسینی  | 

شوره زاری که شیخ خواب زده در آن بذر می پاشد

 

 شيخ خواب زده!»عنوان يادداشت روزنامه‌ي كيهان است كه در آن مي‌خوانيد؛كسي كه به خواب رفته را مي توان با نهيب بيدار كرد، اما كسي كه خود را به خواب زده و بيداري را به مصلحت نمي داند، به يقين هشدار نمي پذيرد و پند و اندرز نمي گيرد. بايد چشم «خواب زده»ها را از تظاهر به خواب آلودگي پشيمان كرد.

سخنان شيخ عبدالله بن زايد آل نهيان وزيرخارجه امارات كه هفته گذشته حاكميت ايران بر جزاير سه گانه در خليج فارس را به اشغال مناطق عربي توسط رژيم صهيونيستي تشبيه كرده بود! نشان مي دهد كه «شيخ» در بيداري به خواب رفته و با هوشياري ياوه مي سرايد.

 البته وزير خارجه اين كشور  عربي چندي پيش نيز در يك كنفرانس خبري با استقبال از اعمال تحريم ها عليه ايران- كه دشمنان از آن طرفي نبسته اند- با تصميمات ضد ايراني چند كشور غربي اعلام همراهي كرده بود و دي ماه سال گذشته هم در اظهاراتي چاپلوسانه در ديدار با وزيرخارجه آلمان برنامه صلح آميز كشورمان را غيرشفاف خوانده بود!

دراين باره طرح نكاتي هرچند مختصر قابل اعتناست.

 1- اظهارات  وزيرخارجه امارات درباره عدم مالكيت ايران بر جزاير سه گانه ابوموسي، تنب بزرگ و كوچك به قدري سخيف و بدون پشتوانه است كه مقامات اماراتي - و گاه برخي ديگر از كشورهاي عربي- فقط هر چند وقت يكبار آن را مطرح مي كنند و عاجز از بيان هرگونه دليل يا ارائه مدركي، از آن عبور مي نمايند؛ اما بطور مختصر درباره حاكميت قطعي و بلامنازع ايران بايد گفت؛ الف) انبوه اسناد و نقشه هاي معتبر تاريخي دلالت دارد بر اينكه جزاير ابوموسي، تنب بزرگ و كوچك در مالكيت ايران و جزو لاينفك اين سرزمين پهناور است. از جمله مي توان به نقشه رسمي و البته مشهور و معروف وزارت جنگ بريتانيا به ابعاد 16 متر در سال 1886 در دوران ملكه ويكتوريا اشاره كرد كه توسط وزير مختار وقت انگليس به ناصر الدين شاه هديه داده مي شود.

 هرچند قصد انگليسي هاي زيرك يك هديه به شاه ايران بوده است اما در اين نقشه مالكيت ايران بر جزاير سه گانه آنهم با رنگ مشخصي نشان داده شده است.

 ب)موقعيت استراتژيك جزاير ابوموسي، تنب بزرگ و كوچك باعث گرديده است همواره اين جزاير ايراني مورد طمع استثمارگران و استعمارگران زياده خواه قرار بگيرد و در دوره هايي به اشغال قدرت هاي چپاولگر درآيد، اما به گواهي تاريخ پس از مدتي از اشغال خارج شده و به جايگاه واقعي خود بازگشته است.

 به عنوان نمونه با ورود دولت استعمارگر پرتغال به خليج فارس اين جزاير براي مدتي به اشغال پرتغالي ها درآمد ولي در زمان شاه عباس صفوي جزاير سه گانه بازپس گرفته شد.

همچنين گفتني است؛ در اوايل قرن بيستم (1903م) تا اواسط نيمه دوم آن (1971م) به مدت 68 سال جزيره ابوموسي به اشغال دولت بريتانيا درآمد اما بالاخره در سال 1971 نيروهاي ايراني موفق به بازپس گيري آن شدند و در آنجا استقرار يافتند و پس از آن به گواهي اسناد و شواهد متقن تاريخي و غيرقابل انكار، ايران هيچ گاه مالكيت خود بر جزاير سه گانه را اعراض-اسقاط حق مالكيت- نكرده است.

 ج) مقامات اماراتي بر روي يادداشت تفاهم 1971 لندن مانور مي دهند و مدعي هستند براساس اين تفاهم نامه «ابوموسي» به امارات منتقل شده است. اين در حالي است كه در يادداشت تفاهم مزبور نه تنها چنين مسئله اي مطرح نشده است بلكه در آن مقرر مي شود پس از خروج نيروهاي انگليسي از جزيره ابوموسي، جزيره به كشوري سپرده شود كه سابقاً در تصرف آن بوده است و بدين ترتيب «ابوموسي» به متصرف قانوني آن- ايران- برمي گردد و در تمامي دهه هاي اخير در تصرف ايران بوده است كه خود دليلي بر مالكيت ايران است.

 د) جالب اينجاست كه اماراتي ها بخاطر فقد پشتوانه منطقي و حقوقي براي ادعاي واهي خود به نامه فرماندار وقت ايراني بندر لنگه در سال 1882 به شيخ حميد القاسمي حاكم رأس الخيمه به اصطلاح استناد مي كنند. در اين نامه فرماندار وقت بندر لنگه خطاب به حاكم رأس الخيمه به تعارف و از باب ادب و به رسم معمول آن روزگار در نگارش نامه، مي نويسد؛ ابوموسي از آن شماست و همينطور بندر لنگه؛ (يعني در خدمت شما هستيم!) و طرفه آنكه شيوخ اماراتي با حذف جمله آخر كه نشان مي دهد جمله قبلي فقط يك تعارف بوده است مي خواهند از اين نامه، سند به اصطلاح حقوقي بسازند و توجيه منطقي بتراشند كه «ابوموسي» براي ماست!

ناگفته پيداست كه اين استدلال  ثمره اي براي آنها نداشته و مصداق «بذرافكندن در شوره زار» است.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 13:24  توسط سید یعقوب حسینی  | 

نوروز فرصت دوباره رونق بازارچه های مرزی

نوروز فرصت دوباره ای بود تا با آغاز سفرهای نوروزی خانواده ها،مراکز تفریحی، توریستی و تجاری رونق دوباره ای بگیرد.اکثر مراکزتجاری در ماههای پایانی سال تمام برنامه های خود را به روزهای آغازین سال جدید و پذیرایی از مهمانان نوروزی معطوف می کنند که در این میان بازارچه مرزی سیریک به عنوان مهمترین بازارچه مرزی شرق استان، نوروز هر سال پذیرای خیل عظیمی از میهمانان نوروزی است که از سراسر کشور به استان سفر می کنند.این بازارچه که در روستای میشی قرار دارد اهمیت خود را از آن جهت به دست آورده که کلیه اجناس آن به صورت مستقیم از کشور امارات توسط تجار منطقه  وارد می شود. وجود کالاهایی چون لوازم خانگی،پوشاک و لوازم آرایشی و بهداشتی در این بازارچه باعث شده مسافرانی که قصد خرید از مراکزتجاری استان را دارند حداقل یک روزی را در این بازارچه به گشت و گذار بپردازند.ازدحام بسیار زیاد خودروها و مسافران نوروزی در این بازارچه  با وجود مراکز بسیار زیاد تجاری در مرکز استان و جزیره قشم مؤید این است که بازارچه مرزی سیریک هم اکنون به رقیب جدی مراکز بزرگ تجاری در استان تبدیل شده است.

قرارگیری این بازارچه در حاشیه مناطق ساحلی و توریستی شهرستان سیریک و از طرفی دیگر قرارگرفتن آن در مسیر جاده جاسک،کنارک و چابهار باعث شده مسافرانی که قصد سفر به استان سیستان و بلوچستان را دارند حداقل چند ساعتی وقت خود را برای خرید یا تماشای اجناس این بازارچه اختصاص دهند.

اما در کنار بازارچه مرزی سیریک نباید از مناطق توریستی و ساحلی این شهرستان غافل ماند. ساحل توریستی روستای کوهستک سیریک به عنوان یکی از زیباترین مناطق ساحلی استان همه ساله پذیرای خیل عظیمی از مسافران است تا آنان در کنار خرید از بازارچه های مرزی از مناطق ساحلی آن نیزبهره کافی ببرند.

در هر صورت شهرستان سیریک با وجود مراکز تجاری ومناطق ساحلی آن توانسته در سالهای اخیر رشد خوبی در جهت جذب گردشگرداشته باشد و خاطره خوبی از سفر در ذهن مسافران بر جای بگذارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 8:43  توسط سید یعقوب حسینی  | 

زنگبار تا اقیانوس هند در تسخیر دریانوردان هرمزگان

 زنگبار تا اقیانوس هند در تسخیر دریانوردان هرمزگان

گذری کوتاه بر تاریخچه دریانوردی هرمزگان

 دریا و دریانوردی بخشی از تاریخ منطقه را تشکیل می دهد ،شکوفایی منطقه اطراف تنگه هرمزدر گذشته ارتباط مستقیم با دریانوردی داشت ودر این رابطه  نقش دریانوردان بندرعباس و بندرکنگ و لنج سازان بندر کنگ  و جزیره قشم در طول تاریخ دریانوردی غیر قابل انکار می باشد .دریانوردان بندرعباس اغلب لنجهای خودرا به استادان ماهر این دو منطقه سفارش می دادند ، ناخدایان بندر که با لنجهای بادی و موتوری خود سفرهای زیادی به سراسر خلیج فارس  ، دریای عمان ، پاکستان، هند وآفریقا داشتند، نقش زیادی در رونق تجارت و پیشرفت منطقه ایفا می کردند. 

  هر کدام  از این ناخدایان در طول سفرهای دریایی خود تجربیات زیادی کسب کرده  بودند. آنها با لنج های بادبانی سواحل خلیج  فارس، دریای عمان و اقیانوس هند را درنوردیده  به پاکستان، هند ، زنگبار ، سومالی وکنیا سفر می کردند. تجارت دریایی مناطق ساحلی استان تا دهه 30 با لنج های بادبانی صورت می گرفت. تجارت دریایی به نقاط دور دست اغلب توسط دریانوردان بندرکنگ و سورو بندرعباس انجام می شد که دریانوردان سورو محدوده تجاری آنها کشورهای حاشیه خلیج فارس، پاکستان وهند بود اما دریانوردان بندرکنگ پا را فراتر از این گذاشته   به مصر،سومالی،تانزانیا و کنیا سفر می کردند. ازنوع کالاهای تجاری دریانوردان بندر کنگ در گذشته اطلاعاتی در دست نیست اما دریانوردان سورو با صدور خرمای خشک به پاکستان و هند نقش مهمی را در توسعه تجارت دریایی فرا منطقه ای ایفا می کردند. این دریانوردان با بارگیری خرمای خشک از بندر تیاب میناب مسیر پاکستان و هند را در پیش گرفته و پس ازحدود 10 روز به مقصد می رسیدند.تجارت با لنج های بادبانی تا دهه  30   ادامه داشت که سرانجام با ورود لنج های موتوری به عرصه تجارت دریایی،دوران تازه ای از تجارت آغاز شد. مسافرت دریانوردان به پاکستان و هند تا اوایل سالهای 50 ادامه داشت تا اینکه با احداث اسکله  در غرب سورو (شهید باهنرکنونی) و ورود کشتی های تجاری بزرگ به عرصه دریانوردی ،تجارت دریانوردان سورو با پاکستان و هند از رونق افتاد و گستره تجارت آنها به حوزه خلیج فارس محدود شد.ناگفته نماند   صدور خرمای خشک به هند و پاکستان که به گفته برخی دریانوردان به منظور تولید خمر صورت می گرفت با ورود مشروبات صنعتی به بازار، از خریداران خرمای خشک کاسته شد.

 سابقه دریانوردی در هرمزگان سابقه ای چندهزار ساله دارد.مقدسی در کتاب اطلس تاریخی ایران می نویسد در دوران اشکانی نیز خلیج فارس ، از جمله بندر عباس  از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است  در روزگار ساسانی ، این ناحیه از مراکز مهم داد وستد و بازرگانی به شمار رفته است . در اثر کاوشهایی که در  اسکله سورو(شهیدباهنر فعلی) انجام گرفته ، چندین  سکه نقره دوران ساسانی بدست آمده است.

اما درکنار تاریخ بندرعباس کمتر نوشته ای در باره تاریخ بندر عباس می توان یافت که در آن به بندر سورو اشاره نشده باشد در بعضی از این نوشته ها به عنوان  بندری کوچک در مقابل جزیره هرمز ، در نوشته دیگری  بعنوان دهکده ماهیگیری در ساحل فارس  یا بندری در مسیر جاده هرمز به فارس، یاد شده است .

آنچه مسلم است تاریخ سورو  با بندر  هرمز قدیم ( تیاب میناب ) ، جزیره هرمز  ، جرون ، گامرون و بعد ها بندر عباس گره خورده است . بندر سورو  که امروزه  محله ای در بندر عباس می باشد  و از دوره  هخامنشی مسکونی  بوده. علت توجه بازرگانان آن دوره  به این بندر    دو دلیل عمده  داشت  ، یکی به سبب  نزدیکی به هرمز  و دیگری در  مسیر راه  تجاری  فارس به هرمز قرار داشت.

به گفته بسیاری اهالی سورو در شمال  محله  در گذشته ای نه چندان دور  نخلستان  وسیعی   شامل هزاران  نخل و انواع درختان دیگر  شامل  کنار ، کرت ، کهور و گز وجود داشت که اهالی سورو  تابستانها را در این نخلستانها  بسر می بردند. در اوایل دهه 50 به منظور احداث شهرک های نیروی در یایی این نخلستانها قطع گردید که هم اکنون هیچ اثری ازآن نخلستان بزرگ وجود ندارد.

در دهه 30  در بررسی محل مناسب برای احداث اسکله جدید  بندر عباس ، خور چلو برای احداث اسکله انتخاب شد سال ۱۳۴۶ عملیات احداث  اسکله سورو  آغاز گردید.این اسکله  تا مدتی بنام اسکله سورو یا اسکله  جدید   خوانده می شد تا اینکه  پس از انقلاب اسکله سورو   به اسکله شهید باهنر  تغییر نام یافت.  احمد سایبانی مورخ و نویسنده کتاب  ا"زجرون تا بندرعباس" می نویسد: بنابر شواهد تاريخي، در قرن ششم هجري بندري بين ميناب و جاسك كنوني وجود داشته است كه بندر هرمز ناميده ميشده. پس از حمله قوم مغول به ايران كه در اوايل قرن هفتم هجري رخ داد و زماني كه اين قوم ويرانگر به نواحي جنوبي ايران رسيدند، ساكنان بندر هرمز آن زمان، اجبارا شهر و ديار خود را ترك كرده و به نزديكترين جزيره كه جرون نام داشت ( جزيره هرمز فعلي ) پناهنده شدند و به عمران وآباداني آن پرداختند. اين مهاجرين به يادگار موطن اصلي خود، نام اين جزيره را هرمز نهادند و از آن تاريخ به بعد عملا دو هرمز بر سر زبانها افتاد و ثبت گرديد هرمز قديم كه همان ناحيه بين ميناب و جاسك مي باشد و  هرمز جديد كه همان جزيره هرمز فعلي است. پس از آنكه در قرن 16 ميلادي پاي پرتغاليها به خليج فارس باز شد و ساليان دراز در جزيره هرمز مستقر گرديدند، ظاهرا در جستجوي پناه گاه مناسبي براي كشتي هاي خود بودند كه متوجه آبادي كوچكي که  در شمال جزيره هرمز شدند كه آن روزها بندر جرون ناميده ميشد ( بندرعباس كنوني ). و چون در ساحل اين آبادي يعني بندر جرون خرچنگ زيادي ديدند و از آنجا كه در زبان پرتغالي خرچنگ را كامارائو مي نامند، بندر جرون را بندر كامارائو نام نهادند. نام كامارائو در طول سالهاي دراز بتدريج به كامارائون، كامارون، كامرون، گامبرون و گمبرون تغيير يافت و وارد فرهنگها و نوشته ها گرديد.
شاه عباس كه از سال 1010 هجري قمري برابر با سال 960 شمسي همواره به فكر بيرون كردن پرتغاليها از خليج فارس بود، سرانجام تصميم نهايي را گرفت و ابتدا جزاير بحرين و سپس سواحل خليج فارس و نهايتا در سال 994 هجري شمسي بندر گامبرون (بندرعباس كنوني) را از تصرف آنان خارج ساخت.       ابن بطوطه جهانگرد معروف مراکشی وقتی در قرن هشتم هجری از طریق کشتی وارد بندر سورو می شود در سفرنامه خود ذکر می کند: من از طریق سورو به کهورستان رفتم.در بندر سورو  مردمانی متمول ودریانورد  زندگی می کردند که به تجارت دریایی با پاکستان و هند مشغول بودند .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 12:0  توسط سید یعقوب حسینی  |